به مناسبت ولادت حضرت رضا علیه السلام(2)عکس العمل امام به مسئله ولایتعهدی
حضرت رضا علیه السلام از ابتدا با آمدن به مرو مشکل داشتند و قبول نمیکردند و این خود یک پیروزی در انظار عمومی برای مامون و دستگاه خلافت عباسی در مقابل علویان به حساب می آمد.امام نیت شوم مامون را میدانستند.به هرحال رجاء ابن ابی ضحاک که مامور بود امام را به مرو ببرد ناچار مجبور شد که امام را به زور و با اجبار به مدینه ببرد.از اباصلت در جلد اول کافب و جلد اول مسند امام رضا ع روایت شده است((مامون پیوسته دراین باره نامه نگاری میکرد تا آن که امام راه گزیری ندید چرا که مامون دست بردار نبود)).
صدوق بزرگوار از قول معلول سجستانی نقل می کند که((زمانی که برای بردن امام رضا به خراسان پیکی به مدینه آمد من در آنجا بودم امام به منظور وداع از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد حرم شد او را دیدم که چندین بار از حرم بیرون می آمد و دوباره به سوی مدفن پیغمبر بازمی گشت و با صدای بلند گریه می کرد.من به امام نزدیک شده و سلام کردم و علت این موضوع را پرسیدم در جواب فرمودند من از جوار جدم بیرون رفته و در غربت از دنیا خواهم رفت))(عیون اخبارالرضا جلد۲)
از حسن بن علی وشاء در عیون اخبار جلد دوم و مسند امام رضا جلد ۱ و اثبات الوصیه نقل شده که
((موقعی که می خواستند مرا از مدینه بیرون ببرند افراد خانواده ام را جمع کرده و دستور دادم بر من گریه کنند تا گریه آنها را بشنوم.سپس در میان آنها دوازده هزار دینار تقسیم کرده و گفتم من دیگر به سوی شما بازنخواهم گشت))
از عبدالسلام هروی نیز در جلد دوم عیون اخبارالرضا آمده((به خدا قسم امام رضا به میل خود ولایتعهدی را نپذیرفت))
نکته ی بسیار مهم در این امر این بود که مامون امام علیه السلام را تهدید کرده بود که اگر ولایتعهدی را نپذیرد ایشان را به قتل می رساند و طبیعتا امام بر مبنای مصلحت و حکمت و با توجه به علم لدنی بهترین تصمیم را اتخاذ کردند کما اینکه تصمیم مولایمان حسن بن علی بهترین تصمیم بود.
در همین جلد عیون اخبار وقتی از امام پرسیده میشود چرا ولایتهدی را پذیرفتی میفرمایند((به دلیلی که جدم وارد شورا گردید))
بنابراین کاملا مسلم است که پذیرش ولایتعهدی همراه با رضایت قلبی نبوده و از روی اجبار انجام شده