یا امام رضا...
درد و بلای خویش به یک گوشه افکنم در این خزان سال رِسَم بر بهارها
من آن گدای باغ و گلستان حیدرم از عطر گلشنش شده ام چون خمارها
با یکدل شکسته و یک قلب پر ز غم چشمی که پرطلاست پر از این عیارها
قلبم دوباره تا به حریم رضا رود پای پیاده یا که به خیل سوارها
بار دگر به جان جوادت مرا بخر من هم یکی ز این همه دل بی قرارها
گر خاک پای حضرت سلطان شوم که هیچ من راضیم به بودن بین غبارها
آقا رسیده ام به حریمت به محضرت
من را ببر به کرببلا جان مادرت
دستم به سینه خم شده ام یا رضا سلام دلم تنگ گشته بود ز دوری برایتان
آیا شود که این دفعه اینجا بمانم وُ خارج نگردم ازحرم و از سرایتان
من بعد هر نماز و سلامم به بی کفن چرخیده ام به سمت خراسان به سویتان
صبح و شب و قیام و قعودم که بگذریم اصلا پدر و مادرم آقا فدایتان
اینجا رسیده ام به حرم یاد میکنم از سرجدا و از حرمش کربلایتان
لطفا مرا به همره خود کربلا ببر آقا قسم به جان شما و خدایتان
ای روضه خوان حضرت تشنه لب غریب یک روضه ای هدیه بکن بر گدایتان
ای حضرت حسین به قربان آن سرت
ای پاره پاره تن همه اعضا و پیکرت
این کشته ی فتاده به هامون حسین ماست یک سجده کرده از همگان بی نظیرتر
بر روی سینه آمد و موی سرش کشید ذبح از قفا برای حسین دلپذیرتر
شمشیر برکشیده و دشنه غلاف کرد ده ضربه اولش و دو تا ضربه دیرتر
در حال دست و پا زدن جسم بی سرش با نعل اسب شد بدنش هم خمیرتر
آن سمت یک جماعت نامرد آمدند تاراجِ خیمه،زینب کبری دلیرتر
آتش گرفته خیمه و این دختران اسیر اما به بوی سیب شهیدی اسیرتر
از روضه های تو نفسش بند آمده مهدی فاطمه چه همه گشته پیرتر
خادم بخوان ز حضرت مهدی ز سرورت
بهر فرج دعا بنما محض رهبرت
.........................................................................................................................................
پ.ن.۱:شعر از خودم بود.لطف اهل بیت علیهم السلام بود که تو هیئت چهارشنبه شب(چندساعت پیش)که امشب خود حاج اقای علوی سخنرانش بودند و اختصاصی واسه بچه ها دعا کردند از خدا خواستم کمکم کنند بعد مدتها بتونم شعر بگم...اگر کسی جایی این شعر رو خوند یا در وبلاگی پیادش کرد هیچ اشکالی نداره اما اگه تونست و مشکلی نداشت منبع هم ذکر کنه اگر هم نکرد فدای سرش...
پ.ن.۲:ان شاءالله اگه اتفاق خاصی از جنس اتفاق وحشتناکی که امروز واسم افتاد و خدا رحم کرد زنده هستم و خسارت فقط مالیه نیفته؛به لطف خدا امروز قراره مشرف بشیم حرم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و این شعر هم به همین بهانه اومد...خدا ان شاءالله زیارت با معرفت رو نصیب همه بکنه و ان شاءالله آنچه خیر است هرچه سریع تر در حق همه به اجابت برساند...
پ.ن.۳:خیلی دلم گرفته؛حرف خیلی زیاده اما سکوت منطقی تره ترجیح میدم با همین اشعار و روضه ها و زیارتها خودم رو آروم کنم...